Home Profile Browse Search Forum Friends Photos Chat Polls / Quiz Events Groups Blog
  • forough
  • Essentiel est invisible, il faut voir avec les yeux du coeur...
  • i am offline
forough's Latest Photos
About forough:
Profession:translater
Nick Name:Forough Farrokhzad
Religion:Muslim
Body Type:Average
Eye Color:Brown
Hair Color:Brown
Makes me happy:nothing
Makes me sad:some people
More about me:/دهان دختر زيبا تهي ز دندان است /كه هر شكسته دندان بهاي يك نان است /هيچ كس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست /و همه مردم شهر بانگ برداشته اند كه چرا سيمان نيست /و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست /و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست
I'd like to meet:گفت يافت مي نشود، جسته ايم ما/ گفت آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست
forough's Favorites
Favorite MusicGuitar electric, Piano, Farhad Mehrad, Fereydoon Foroughi
Favorite BooksTarikhi, Falsafi, Ashare Molana, Ferdowsi va Hafez
Favorite MoviesHolly Wood
Favorite TV ShowsEuronews
HobbiesReading & Writing
Favorite PlacesPasargad, Aramgahe Hafez, Aramgahe Ferdowsi
Favorite AnimalsOghab
Favorite SportsFootball, tennis
Reading nowJense Dovom by Simone de Bouvoir
Last movie sawPianist
forough's Comments (9)
scorpion
Reply
Posted By: amir, Apr 08, 2007 | 11:59 am

Myspace Graphics
Myspace Graphics
bonespiel
Reply
Posted By: David, Mar 28, 2007 | 5:44 am
Absolutely Beautiful profile photo of you!!
rakhsh
Reply
Posted By: ali, Dec 30, 2006 | 1:08 am

HI DEAR FOROUGH

THANX SO MUCH 4 BEING MY FRIEND.

IF SOMEDAY A BUTTERFLY SAT ON YOUR SHOULDERS,TRY JUST TO LOVE IT FOR IVE PASSED IT THE ADDRSS OF THE BEST FLOWER OF THE WORLD.

URS.....................ALI   30/12/2006     12:35 

pasargad2006
Reply
Posted By: ***@REZA@***, Dec 12, 2006 | 8:26 am
رويا باز من ماندم و خلوتي سرد خاطراتي ز بگذشته اي دور ياد عشقي كه با حسرت و درد رفت و خاموش شد در دل گور روي ويرانه هاي اميدم دست افسونگري شمعي افروخت مرده يي چشم پر آتشش را از دل گور بر چشم من دوخت ناله كردم كه اي واي اين اوست در دلم از نگاهش هراسي خنده اي بر لبانش گذر كرد كاي هوسران مرا ميشناسي قلبم از فرط اندوه لرزيد واي بر من كه ديوانه بودم واي بر من كه من كشتم او را وه كه با او چه بيگانه بودم او به من دل سپرد و به جز رنج كي شد از عشق من حاصل او با غروري كه چشم مرا بست پا نهادم بروي دل او من به او رنج و اندوه دادم من به خاك سياهش نشاندم واي بر من خدايا خدايا من به آغوش گورش كشاندم در سكوت لبم ناله پيچيد شعله شمع مستانه لرزيد چشم من از دل تيرگيها قطره اشكي در آن چشمها ديد همچو طفلي پشيمان دويدم تا كه در پايش افتم به خواري تا بگويم كه ديوانه بودم مي تواني به من رحمت آري دامنم شمع را سرنگون كرد چشم ها در سياهي فرو رفت ناله كردم مرو ‚ صبر كن ‚ صبر ليكن او رفت بي گفتگو رفت واي برمن كه ديوانه بودم من به خاك سياهش نشاندم واي بر من كه من كشتم او را من به آغوش گورش كشاندم
sisyphus
Reply
Posted By: babak, Sep 09, 2006 | 12:18 pm
WHEN the shy star goes forth in heaven
All maidenly, disconsolate,
Hear you amid the drowsy even
One who is singing by your gate.
His song is softer than the dew
And he is come to visit you.
O bend no more in revery
When he at eventide is calling,
Nor muse: Who may this singer be
Whose song about my heart is falling?
Know you by this, the lover's chant,
'Tis I that am your visitant.

joyce

sisyphus
Reply
Posted By: babak, Aug 08, 2006 | 12:51 pm

در مرز نگاه من "


از هرسو


ديوارها


بلند،


ديوارها


بلند،


چون نوميدي


بلندند

آيا درون هر ديوار


سعادتي هست


وسعادتمندي


و حسادتي؟

-كه چشم اندازها


از اين گونه مشبـّكند


و ديوارها ونگاه


در دور دست هاي نوميدي


ديدار مي كنند،


و آسمان


زنداني است


از بلور؟